شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

128

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

و از جاده سيرت نيكو و منهاج شيمت « 1 » پسنديده « 2 » انحراف نموده ، كبر و گردن‌كشى عادت « 3 » كرد و دست از امور سياست كه بنياد مملكت بدان راسخ است ، بداشت « 4 » و اوقات و ساعات روز و شب بر ملاهى و مناهى و انهماك اصطباح * 51 كه قواعد دولت ازو واهى گردد ، مصروف گردانيد و هواجر * 1 / 51 و ابكار * 2 / 51 و اصايل * 3 / 51 و اسحار به شرب مدام و حسو عقار * 4 / 51 اشتغال نمود ، لاجرم نظام كارها گسسته و شماتت حسّاد و تجاسر اضداد به‌ظهور پيوست و هرلحظه ، وهنى نو و خللى تازه به حواشى مملكت راه يافت و سرّ : ذهاب الدّولة و زوال النّعمة فى شرب العشيّات و نومة الغدواة ، * 52 معنى خويش آشكار كرد . بستر نرم و كنار شاهد و جام شراب * خوش بود ليكن مَلِك را مُلك ازو گردد خراب شاه را بيدار بايد بود شب چون بخت خويش * تا به روزش خصم دولت برندارد سر ز خواب و چون هركارى را غايتى است و هربدايت را نهايت و هرحالى را زوالى و هردولتى را انتقالى : هيچ كارى نبود كان به نهايت نرسد * هيچ مبدأ كه بناچار به غايت نرسد و در هرقضيه‌اى از قضاياى « 5 » الهى صد هزار حكمتهاى « 6 » نامتناهى مندرج است و هرگز عقل بر كنه جزوى از اجزاى آن احاطت « 7 » و اطلاع نيفتد و وقوف بر بعضى از اسرار حقايق آن ممكن نگردد . هر نقطه كه در دايرهء كون و مكان است * بس نكتهء غيبى كه در آن نقطه نهان است ره نيست كسى را سوى تدبير الهى * تقدير الهى نه محل حدثان است آن چيز كه فكر تو بدان يافت احاطت * چون نيك بدانى تو كه آن است ، نه آن است گويى حس سامعهء او از استماع مواعظ و نصايح باطل شد و از هاتف غيبى اين خطاب

--> ( 1 ) - ج : سمت . ( 2 ) - ج : از " پسنديده " تا " اشتغال نمود " ندارد . ( 3 ) - ب : گردنان ران . ( 4 ) - ب : بازداشت . ( 5 ) - ب : قضاى . ( 6 ) - اساس : حكمت مندرج . ( 7 ) - ب و ج : آگاهى .